حجر بن عدی در سال ۵۱ به همراه پسرش و تعدادی دیگر از صحابه توسط معاویه بن ابی سفیان به شهادت رسید. وی از یاران امام علی(ع) و فرمانده سپاه ایشان در جنگ نهروان علیه خوارج بود.

چشمان اندوهناک زمان، همیشه شاهد مظلومیت امیرالمؤمنین، علی بن ابیطالب سلام الله علیهما و شیعیان و محبانشان بوده است. این روزها، برگ دیگری از مظلومیت یاران حضرت امیر سلام الله علیه ورق می‌خورد و محبان آن حضرت، صدای صیقل شمشیرهای کافران که به دشمنی قرآن و عترت، از رو بسته شده‌اند را، از شام می‌شنوند و چقدر این صدا نزدیک‌تر شده است...

ای حجر! چه کردی که اینک پس از گذشت هزار و سیصد و اندی سال، پیکر مطهر و خونینت، شده فداییِ علی بن ابیطالب سلام الله علیه؟ هنوز به دردهای مولایت مرهم و به اهل بیت پیامبرت، محرمی!  چه دل‌بَری هستی برای امیرت که در آخرالزمان هم، تو را برمی‌گزینند تا جهاد کنی، حتی با پیکر مطهرت...

سردار لشگر علی سلام الله علیه! پیش از شهادتت مهلت خواستی تا دو رکعت نماز بخوانی؛ وضو ساختی و نمازت را اقامه کردی؛ بعد از نماز به دشمنت گفتی: «نمازی به این کوتاهی در عمرم نخوانده بودم که مبادا گمان کنید از مرگ می‌گریزم!» اسیرت کردند، با دست بسته شهیدت کردند مسلمانان!

و دو روز پس از جسارت به آستان حجر بن عدی، مقام حضرت جعفر بن ابیطالب علیهما السلام را به آتش کشیدند مسلمانان!

جعفر را پیامبرش، طیار خواند و به مسلمانان فرمود: «همانا جعفر کشته شد و خداوند برای او دو بال قرار داده است که در بهشت پرواز می‌کند.» برادرِ امیرالمؤمنین سلام الله علیهما، در بهشت دو بال دارد و شفاعتش اعتبار... و هنوزم که هنوز است سفیانیان در پی حاکمیت شیطانند در شام...

اما... ای حجر! ای جعفر طیار! ما فاطمیون، پای عهدمان هستیم با حیدریون! و عجب پیوندی است بین حیدریون و فاطمیون! اردوگاه فاطمیون، بی‌قرار است این روزها... دوکوهه بی‌صبرانه برای حضور منتقمان آخرالزمانی اهل بیت سلام الله علیهم و آنهایی که «منا اهل البیت» هستند، این پا و آن پا می‌کند. مردانی از جنس یلان فاطمی که لحظه‌شمارِ انتقام از سیلی مادر هستند...

و بدانید ای دشمنان خدا! امروز با فشردن دندان‌هایمان، مشت بر زمین می‌کوبیم؛ اما اگر کار را به جایی برسانید که احساس کنیم و تنها "احساس کنیم" که قصد جسارت به بارگاه الهیِ حضرت زینب سلام الله  علیها را دارید؛ دیری نخواهد گذشت که در جهادی عظیم و بی‌سابقه، با لشگری از سلحشوران خمینی قدس سره الشریف، در رکاب حضرت سید علی روحی له الفداء و در برابر چشمان فاطمیِ حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ بند از بندِ جسدهای متعفنتان و باورهای پلیدتان، جدا خواهیم کرد!

با مردانی که هنوز منتظرند!

یا لثارات الحسین سلام الله علیه...

متن شعر مداحی مطیعی در هیات دانشجویی «میثاق با شهدا» دانشگاه امام صادق(ع)

این نبش قبر عقده دیرینه شماست
این‌ها گواه جنگ علیه خود خداست
وهاّبیان پست، چرا بس نمی‌کنید؟
اندازه خصومت یک قوم تا کجاست؟
گیرم که نبش قبر کنیدش چه فایده
اینک مزار ابن عدی در قلوب ماست
«یک عده آمدند پی نبش قبر»، آه
این حرف‌ها چقدر برای من آشناست
تاریخ چند صفحه ورق خورد تا رسید
آنجا که دور قبر غریبی سر و صداست
تا نبش قبر فاطمه راهی نداشتند
دیدند ذوالفقار به دستان مرتضی است
ذهنم دوباره رفت به جایی شبیه این
حرف مدینه نیست دگر، حرف کربلاست
ده نیزه دار دور و برِ قبر کوچکی
حلقه زدند... لشگر دشمن چه بی حیاست
حالا رباب مانده و یک شیرخواره که
مثل سرِ حسین، سرش روی نیزه هاست