پیروزبادبحرین
کاروان دریایی همبستگی با مردم بحرین

برای دیدن عکسهابه ادامه مطلب مراجعه نمائید....
کاروان دریایی همبستگی با مردم بحرین

برای دیدن عکسهابه ادامه مطلب مراجعه نمائید....
جشن حضور
در آسمان مکه و در منزل نزول وحی، شوری برپا بود. فرشتگان وحوریان بهشتی هلهله کنان و تبریک گویان به زمین می آمدند و گرداگرد خدیجه حلقه می زدند و آیه «فتبارک اللّه احسن الخالقین» را زمزمه می کردند. آن شب درهای عرش گشوده شده بود و لیلة القدر خدا و تنزل الملائکه تفسیر شدهْ و از دامان پاک خدیجه، نازدانه نبوی و گل سپید احمدی درخشید.او که آمد، عشق متولد شد و دل های آسمانیان و زمینیان، سرسبزتر از همیشه گشت. دردانه بوستان عصمت و طهارتْ در بیست جمادی الثانی، زمین و آسمان مکه را نورافشانی کرد. شاه بیت غزل آفرینش، غایت خلقت و میوه باغ رسالتْ خانه محمد صلی الله علیه و آله را با قدوم خود مزیّن نمود. پدر بر دستان کوچکش بوسه زد؛ چرا که او بِضْعَة النبی، همراه و هم راز پدر و ام ابیها بود.

|
دومین نشست اندیشههای راهبردی با موضوع ((عدالت)) |
|
دومین نشست اندیشه های راهبردی در جمهوری اسلامی، صبح امروز با «موضوع عدالت» و با هم اندیشی و تبادل نظر رهبر معظم انقلاب و دهها نفر از اندیشمندان، متفکران، استادان و محققان دانشگاهی و حوزوی برگزار شد. در این نشست 4 ساعته، ابتدا 10 نفر از صاحبنظران و نخبگان در دو بخش نظری و کاربردی دیدگاههای خود را درباره «مبانی، مفاهیم، ابعاد، کارکردها و ضرورتهای عدالت» بیان کردند. لطفاادامه مطلب رابخوانید.....
|
فرمت3gp
فرمتflv
تیراندازی وقیحانه جنایتکاران آل خلیفه به قران-بحرین
من جرائم آل خلیفه فی هتک حرمته قرآن الحکیم-البحرین

این الطالب بدم المقتول بکربلا
باز از بام جهان بانگ اذان لبریز است
مثنوی بار دگر از هیجان لبریز است
بحر آرام دگر باره خروشان شده است
ساحل خفته پر از لولو مرجان شده است
دشمن از وادی قرآن و نماز آمده است
لشکر ابرهه از سوی حجاز آمده است
با شماییم شمایی که فقط شیطانی است
(دین اسلام نه اسلام ابوسفیانی است)
با شماییم که خود را خبری می دانید
و زمین را همه ارث پدری می دانید
با شماییم که در آتش خود دود شدید
فخر کردید که هم کاسهء نمرود شدید
گرد باد آتش صحراست بترسید از آن
آه این طایفه گیراست بترسید از آن
هان! بترسید که دریا به خروش آمده است
خون این طایفه این بار به جوش آمده است
صبر این طایفه وقتی که به سر می آید
دیگر از خرد و کلان معجزه بر می آید
سنگ این قوم که سجیل شود می فهمید
آسمان غرق ابابیل شود می فهمید
پاسخت می دهد این طایفه با خون اینک
ذولفقاری زنیام آمده بیرون اینک
هان!بخوانید که خاقانی از این خط گفته است
شعر ایوان مدائن به نصیحت گفته است
هان بترسید که این لشکر بسم الله است
هان بترسید که طوفان طبس در راه است
یا محمد(ص)! تو بگو با غم و ماتم چه کنیم
روز خوش بی تو ندیدیم به عالم چه کنیم
پاسخ آینه ها بی تو دمادم سنگ است
یا محمد(ص)! دل این قوم برایت تنگ است
بانگ هیهات حسینی است رسیده از راه
هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله

امام علي عليه السلام:اللّهُمَّ فَاِنْ رَدُّوا الْحَقَّ فَافْضُضْ جَماعَتَهُمْ، وَ شَتِّتْ كَلِمَتَهُمْ،
خداوندا، اگر دشمنان ما حق را ردّ كردند جمعيّتشان را پريشان ساز، و اتّحادشان را قرين تفرقه گردان.
ولايت فقيه هست که جلو ديکتاتوري را ميگيرد
جملات زير بخشهايي از بيانات بنيانگذار انقلاب اسلامي ايران امامخميني(ره) است كه در تبيين نقش مهم ولايت فقيه در جلوگيري از ديكتاتوري در كشور ايراد شده است.
اين بيانات ارزشمند در صفحه 23 از جلد 11 صحيفه امام، موجود است:
ولايت فقيه هست که جلو ديکتاتوري را ميگيرد. اگر ولايت فقيه نباشد، ديکتاتوري ميشود. آن که جلو ميگيرد از اينکه رئيس جمهور ديکتاتوري نکند، آن که جلو ميگيرد از اينکه رئيس ارتش ديکتاتوري نکند، رئيس ژاندارمري ديکتاتوري نکند، رئيس شهرباني ديکتاتوري نکند، نخست وزير ديکتاتوري نکند؛ آن فقيه است.
آن فقيهي که براي امت تعيين شده است و امام امت قرار داده شده است، آن است که ميخواهد اين ديکتاتوريها را بشکند و همه را به زير بيرق اسلام و حکومت قانون بياورد. اسلام، حکومتش حکومت قانون است؛ يعني قانون الهي، قانون قرآن و سنت است. و حکومت، حکومت تابع قانون است؛ يعني خود پيغمبر هم تابع قانون، خود امير المؤمنين هم تابع قانون، تخلف از قانون يک قدم نميکردند و نميتوانستند بکنند.
واگویه های عاشقانه شهیدآوینی به مولایش امام خامنه ای :
عزیز ما ، ای وصی امام عشق ! آنان که معنای «ولایت» را نمی دانند در کار ما سخت درمانده اند ، اما شما خوب می دانید که سر چشمه این تسلیم و اطاعت و محبت در کجاست. خودتان خوب می دانید که چقدر شما را دوست می داریم و چقدر دلمان می خواست آن که روز به دیدار شما آمدیم ، سر در بغل شما پنهان کنیم و بگرییم .
ما طلعت آن عنایت ازلی را در نگاه شما باز یافتیم . لبخند شما شفقت صبح را داشت و شب انزوای ما را شکست . سر ما و قدمتان ، که وصی امام عشق هستید و نایب امام زمان (ع).

|
برنامه عزاداری ایام فاطمیه در بیت رهبرانقلاب |
|
طبق روال همه ساله، مراسم سوگواری و عزاداری ایام شهادت حضرت فاطمةالزهرا (سلامالله علیها) از سوی رهبر معظم انقلاب، به مدت پنج شب برگزار میگردد.
|
جلسه دوم
وليّفقيه جانشين پيامبر (ص) و امام معصوم (ع) است
* مقصود از ولايت فقيه، ولايت تكويني نيست
جلسه گذشته در مورد «ولايت فقيه» و معناي لغوي آن بحث شد كه عبارت از قدرت، سلطه، حاكميت اداره كردن امور و ... بود و نيز انواع ولايت، نام برده شد كه به «ولايت تكويني» و «ولايت تشريعي» تقسيم ميشود.
موضوع بحث اين جسله در رابطه با ميزان مسئوليت وليّفقيه است و همان طور كه در جلسه گذشته گفته شد، وقتي كه در مورد ولايت فقيه صحبت ميشود، مقصود ولايت تكويني نيست و هيچ يك از انديشمندان شيعه نگفتهاند كه منظور از ولايت فقيه، ولايت تكويني است .....
بقیه مطلب درادامه ......
ادامه دارد....

سيدحسن نصرالله گفت: وليّفقيه جانشين پيامبر (ص) و امام معصوم (ع) است. اگر دسترسي به امام معصوم(ع) ممكن نبود، حتما سراغ وليّفقيه بايد رفت و اين امر هم در زمان غيبت و هم در زمان حضور امام مصداق داشت.
سلسله جلساتي با موضوع «درسهايي از ولايت فقيه» با سخنراني حجتالاسلام والمسلمين سيدحسن نصرالله، برگزار شده است كه مشروح نخستين جلسات آن در پي ميآيد.
جلسه اول
تنها فقيه واجدالشرايط حق ولايت دارد
* خداوند تبارك و تعالي، وليّمطلق تمام عالم و خلايق است
يك وليّفقيه علاوه بر دارا بودن خصوصيات فقهي و استنباط احكام شرعي، بايد عادل، بالغ و باتقوا و نيز توانا باشد و به عبارت بهتر بايد توانايي رهبري، فرماندهي، تدبير و حكمت يك جامعه را داشته باشد.
بقیه مطلب رادرادامه بخوانید......


تا زنده هستم، نمی گذارم در حرکت به سوی آرمان ها، انحراف ایجاد شود
امروز قوای سه گانه به ویژه دولت، حقاً و انصافاً در حال خدمت و تلاش هستند و ملت و رهبری، همواره از خط کار و خدمت در کشور حمایت خواهند کرد، ولی هر جا که رهبری احساس کند، از مصلحت بزرگی غفلت می شود، وارد خواهد شد و رهبری تا زنده است هیچ گاه نخواهد گذاشت، در حرکت عظیم ملت ایران به سوی آرمان ها، ذره ای انحراف ایجاد شود.

چشم بد دور، عمرتان بسيار / كس نبيند ملالتان آقا!
ما نمرديم خون دل بخوري / تخت باشد خيالتان آقا!
چيست روباه در مصاف شير؟! / چه نيازي به امر يا گفته؟!
تو فقط ابرويي به هم آور / ميشود خواب دشمن آشفته
هست خاموشيات پر از فرياد / در تو آرامشي است طوفاني
«الذي انزل السكينه» تو را / كرده سرشار از فراواني
واژهها از لبت تراويدند / پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفريدند در دل مردم / عزت، آمادگي، حماسه، حضور
اين حماسه همه ز يمن تو بود / گرچه از آن مردمش خواندي
رهبرا! تا ابد ولي محبوب / در دل عاشقان خود ماندي
سهم دلدادگان تو سلوي / قسمتِ دشمنان تو سجيل
رهبري نيست در جهان جز تو / كه ز امت چنين كند تجليل
نسل سوم چو نسل اول هست / با شعف با شعور با باور
جاري است انقلاب چون كوثر / هان! «فصل لربك وانحر»
گرچه در باغ سينهات داري / لطفها، مهرها، محبتها
گفتي اما نميروي چو حسين(ع) / تا ابد زير بار بدعتها
........
جانم فداي رهبر

تقدیم به پیشگاه اولین شهیدراه ولایت
کشتی پهلو شکسته
فرشتگان بال در بال پرواز ميكردند و فرود ميآمدند، آنچنانكه آسمان را به تمامي ميپوشاندند.
دو فرشته پيش روي آنها بودند كه طلايهدارشان بهنظر ميآمدند. ناگهان بوي بهشت به مشامم رسيد و بعد باغها و بوستانها و جويبارها، چشمم را خيره كردند.
حوريهها صف در صف ايستاده بودند و ورود مرا انتظار ميكشيدند.
اول خندهاي بهسان واشدن گلي و بعد همه با هم گفتند:
خوش آمدي اي مقصود خلقت بهشت و اي فرزند مخاطب
«لولاك لما خلقت الافلاك».
ملائكه باز هم مرا بالاتر بردند. قصرهاي بيانتها، حلههاي بيهمانند، زيورهاي بينظير.
آنچه چشم از حيرت خيره و دهان از تعجب گشاده ميماند.
و بعد نهر آبي سفيدتر از شير، خوشبوتر از مشك.
و بعد قصري. و چه قصري!
گفتم:
اينجا كجاست؟ اين چيست؟ از آن كيست؟
گفتند:
اينجا فردوس اعلاست، برترين مرتبه بهشت. منزل و مسكن پدر تو و پيامبران همراه او و هر كه خدا با اوست. و اين نهر، كوثر است.
قصر انگار از در سفيد بود و پدر بر سريري تكيه زده بود.
مرا كه ديد، از جا برخاست، در آغوشم گرفت. به سينهاش چسباند و ميان دو چشمم را بوسه زد. به من گفت:
اينجا جايگاه تو، شوي تو و فرزندان و دوستداران توست. بيا دخترم كه سخت مشتاق توام.
من گفتم:
ـ بابا! باباجان! من مشتاقترم به تو. من در آتش اشتياق تو ميسوزم.
زنده شدم وقتي كه باز ،اگرچه در خواب ،پيامبر [ص] را، پدر را صدا كردم و صداي او را شنيدم. يادم آمد كه اين افتخار، تنها از آن من است كه ميتوانم او را بيهيچ كنيه و لقب، بابا صدا كنم. وقتي آن آيه نازل شد كه:
«لا تجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضا...»
من پدر را پيامبر و رسولالله صدا كردم و او دستي از سر مهر بر سرم كشيد و گفت:
ـ اين آيه براي ديگران است فاطمه جان. تو مرا همان بابا صدا كن. تو به من بابا بگو. بابا گفتن تو قلب مرا زندهتر ميكند و خدا را خشنودتر.
شايد او هم ميدانست كه چه لطفي دارد براي من، پيامبر [ص] با آن عظمت را بابا صدا كردن.
پدر گفت كه همين امشب ميهمان او خواهم بود.
اكنون علي جان! اي شوي هميشه وفادارم! اي همسر هماره مهربانم! من عازمم. بر من مسلم است كه از امشب ميهمان پدرم و خداي خود خواهم بود.
گريزانم از اين دنياي پربلا و سراسر مشتاقم به خانه بقا. تنها دل نگرانيام براي رفتن، تويي و فرزندانم. شما تنها پيوند ميان من و اين دنياييد كه كار رفتن را سخت ميكنيد، اما دلخوشم به اينكه شما هم آخرتي هستيد، مال آنجاييد. شما جسمتان در اينجاست. ديدار با شما از آنجا و در آنجا آسانتر است.
علي جان! ولي جدا شدن از تو همينقدر هم سخت است. بههمين شكل هم مشكل است. به خدا ميسپارم شما را و از او ميخواهم كه سختيهاي اين دنيا را بر شما آسان كند.
علي جان! من در سالهاي حياتم هميشه با تو وفادار بودهام، از من دروغ، خدعه، خيانت هرگز نديدهاي. لحظهاي پا را از حريم مهر و وفا و عفاف بيرون نگذاشتهام. برخلاف فرمان و خواست و ميل تو حرفي نگفتهام، كاري نكردهام.
اعتقادم هميشه اين بوده است كه جهاد زن، رفتار نيكو با همسر است، خوب شوهرداري است. و از اين عقيده تخطي نكردهام.
علي جان! مرگ، ناگزير است و انسانِ ميرنده ناگزير از وصيت و سفارش.
علي جان! به وصيتهايم عمل كن، چه آنها را كه در رقعهاي مكتوب آوردهام و چه اينها را كه اكنون ميگويم.
در آنجا باغهاي وقفي پيامبر را نوشتهام كه به حسن [ع] بسپاري و او به حسين [ع] و حسين [ع] به امامان پس از خويش تا آخر.
و نيز سهمي براي زنان پيامبر [ص] و زنان بنيهاشم و بخصوص مامه دختر خواهرم قايل شدهام و اگر چيزي ماند براي ام كلثوم، دخترم.
اينها را نوشتهام، اما حرفهاي مهمترم مانده است.
اول اينكه تو پس از من ناگزيري به ازدواج كردن، ازدواج كن و امامه، خواهرزادهام را بگير كه او به فرزندان ما مهربانتر است.
دوم اينكه مرا در تابوتي به همان شكل كه گفتهام، حمل كن تا محفوظ تر بمانم.
و سوم، مرا شبانه غسل بده ،از روي پيراهن ،بر من شبانه نماز بگذار و مرا شبانه و مخفيانه دفن كن و مدفنم را مخفي بدار. مبادا مردمي كه بر من ستم كردهاند. بخصوص آن دو، بر جنازه و نماز و دفنم حاضر شوند و از مكان دفنم آگاهي بيابند.
ياران معدود و محدودمان با تو شركت بجويند در نماز خواندن و تشييع جنازه و دفن، اما بقيه نه. از زنان، فقط ام سلمه، ام ايمن، فضه و اسماء بنت عميس و از مردان، فقط سلمان، ابوذر، مقدار، عمار، عبدالله و حذيفه، همين.
... واي گريه نكن علي جان! من گريهام براي توست، تو چرا گريه ميكني؟ تو مظلومترين مظلوم عالمي، گريه بر تو رواتر است. من آنچه كردم براي دفاع از حقوق مغضوب تو بود. من ميدانستم كه رفتنيام، پدر مرا مطمئن كرده بود، ولي هم ميدانستم و ميدانم كه پس از رفتنم بر تو چه خواهد رفت. و اين جگر مرا آتش ميزد و مرا به تلاطم واميداشت.
پس تو گريه نكن علي جان! عالم بايد براي اينهمه مظلوميت تو گريه كند.
اكنون اول خلاصي من است، ابتداي راحتي من است، اما آغاز مصيبت توست.
پس تو گريه نكن و جگر مرا در اين گاه رفتن، بيش از اين مسوزان.
تو را و كودكانمان را به خدا ميسپارم علي جان! سلام مرا تا قيامت به فرزندان آيندهمان برسان.
راستي علي جان! پسر عمو! تو هم ميبيني آنچه را كه من ميبينم؟ اين جبرئيل است كه به من سلام ميكند و تهنيت ميگويد.
و عليك السلام
اين ميكائيل است كه سلام ميكند و خير مقدم ميگويد:
و عليك السلام
اينها فرشتگان خدايند، اينها فرستادگان خداوندند كه ازسوي خدا به استقبال آمدهاند.
چه شكوهي! چه غوغايي! چه عظمتي!
و عليكم السلام.
اين اما علي جان به خدا عزرائيل است كه بر من سلام ميكند.
و عليك السلام يا قابض الارواح. بگير جان مرا ولي با مدارا.
«خداي من! مولاي من! بهسوي تو ميآيم، نه به سوي آتش.»
«سلام بابا! سلام به وعدههاي راستين تو! سلام به لبخند شيرين تو! سلام به چشمهاي روشن تو!»
سید مهدی شجاعی
