یاحسین ....

 

نامه هاي زيادي از كوفه برايش آمده بود كه به كوفه بيا و ما را ياري كن...

...دعوت را پذيرفت.

به صحراي كربلا در نزديكي كوفه كه رسيد كسي به استقبالش نيامده بود ... به جز ياران يزيد!

شب عاشوراست ....

نشسته بودند و منتظر كه امام چه خواهد گفت

همه بودند، زينب، عباس بن علي، مسلم بن عوسجه، پسران عقيل و...

...گفت: فردا همه شهيد مي شويم، هر كس مي خواهد برود، چراغ ها خاموش است، هوا تاريك است... نكند غافلگير شده باشيد؟... هر كس مي خواهد برود ... روي اين جمله اصرار داشت كه هر كس نمي تواند برود.

وماندآنکه می بایست می ماندورفت آنکه نبایست می ماند.... 

 

....أَلسَّلامُ عَلَى الْمُرَمَّلِ بِالدِّمآءِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْمَهْتُوكِ الْخِبآءِ ، أَلسَّلامُ عَلى خامِسِ أَصْحابِ الْكِسْآءِ، أَلسَّلامُ عَلى غَريبِ الْغُرَبآءِ ، أَلسَّلامُ عَلى شَهيدِ الشُّهَدآءِ ، أَلسَّلامُ عَلى قَتيلِ الاَْدْعِيآءِ ، أَلسَّلامُ عَلى ساكِنِ كَرْبَلآءَ ، أَلسَّلامُ عَلى مَنْ بَكَتْهُ مَلائِكَةُ السَّمآءِ، ...

....أَلسَّلامُ عَلَى الْمَقْطُوعِ الْوَتينِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْمُحامي بِلا مُعين، أَلسَّلامُ عَلَى الشَّيْبِ الْخَضيبِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْخَدِّ التَّريبِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْبَدَنِ السَّليبِ، أَلسَّلامُ عَلَى الثَّغْرِ الْمَقْرُوعِ بِالْقَضيبِ، أَلسَّلامُ عَلَى الرَّأْسِ الْمَرْفُوعِ.....

....، أَشْهَدُ أَ نَّك َ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلوةَ ، وَ اتَيْتَ الزَّكوةَ ، وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ ، وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ....، فَلاََ نْدُبَنَّك َ صَباحاً وَ مَسآءً ، وَ لاََبْكِيَنَّ لَك َ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً ....

 

 

امام صادق (ع) فرمود: ... هیچ چشمی وهیچ اشکی نزد خدا محبوب تر از چشمی که بر او [امام حسین (ع)] گریه می کند، نیست؛ و هیچ گریه کننده ای براو گریه نمی کند، مگر اینکه با فاطمه زهرا (ص) تقرب و پیوند برقرار کرده و او را شادمان می گرداند، و نیز با رسول الله پیوند برقرار و حق ما را ادا کرده باشد؛ و هیچ بنده ای محشور نمی شد مگراینکه چشمانش گریان باشد، به جز گریه کنندگان بر جدّم حسین (ع) که همانا محشور می شوند در حالیکه چشمانشان روشن است و بشارت به بدرقه شان می آید و شادی از صورتشان نمایان است و در حالی که خلایق در هول و هراس و در معرض حسابند، آنها در امانند و زیر عرش همصحبت حسین اند و در سایه عرش از بدی روز حساب بیمناک نیستند. به آنها گفته می شود که وارد بهشت شوید، [اما آنها] ابا می کنند و همنشینی و همصحبتی با او را ترجیح می دهند؛ سپس حوریان و غلامان بهشتی در پی آنها فرستاده می شوند و [به آنها می گویند] که ما مشتاق شماییم؛ [اما ایشان] حتی سرهایشان را برای [دیدن] آنها بلند نمی کنند! بخاطر شادی و سروری که از مجالست با حسین (ع) درک کرده و چشیده اند.

  مستدرک الوسائل، ج10، ص 314 

 

 

یاابالفضل العباس....

 

"هر دو برادر به ميدان زدند،يكي بر ميمنه زد،آن يكي بر ميسره،يكي گفت انابن قتال العرب... آن يكي گفت انابن هاشمي نسب،ناگهان دشت پر از همهمه شد بوي ياس از علقمه به مشام رسيد،علمدار حسين حاجت روا شد."

عصر روز نهم محرم است، شب عاشورا. شهادت یاران و همراهان امام حسین علیه السلام  مسلّم و قطعی است   

امام حسین علیه السلام در این ساعات اخیر به بهانه های مختلف، همدلان و همراهان را فراهم آورده و همه را مطمئن کرده است که

"پایان این مسیر بی تردید شهادت است"

اکنون این که با نامه ای در دست، در اطراف خیمه های امام حسین علیه السلام پرسه می زند، شمر است. تردید در طرح آنچه در دل و در دست دارد، او را کلافه کرده است

قدم می زند، دندان می ساید، چشم نازک می کند، گیجگاهش را با انگشت می فشارد، چنگ در موهایش می زند... اما صدا نمی کند

او ، شمر (لعنت الله علیه )از قبیله بنی کلاب است و ام البنین نیز از همین قبیله است، دختر حزام بن ربیعه کلابی شاعر

پس شمر با ام البنین و پسران او عباس و عبدالله و جعفر و عثمان رابطه خویشاوندی دارد

شمر فرزندان ام البنین را خواهرزاده می داند و می خواند

او نه به دلیل خویشاوندی بلکه به این علت که دور حسین علیه السلام را از چهار دلاور، به خصوص اسوه شهامت ،عباس (علیه السلام )خالی کند، رفته است و از ابن زیاد امان نامه برای این چهار خویش خود گرفته است

بریده باد دو دست تو ای شمر. لعنت بر تو و امان نامه ات. تو اگر خویش ما بودی، ما را به جهنم نمی خواندی

ما در امان باشیم و برادرمان، مولا و آقایمان و امام مان حسین - فرزند زهرا - در امان نباشد؟ ما حسین علیه السلام را رها کنیم و سر در مقابل ملعونین و ملعون زادگان فرود آوریم؟

و اکنون امان نامه در دست در اطراف خیمه ها پرسه می زند و دنبال راهی برای طرح این ماجرا می گردد

آنچه باعث رخنه تردید در ذهن و دل او می شود این است که اطمینانی به شنیدن پاسخ مثبت ندارد و از خفت و سرافکندگی می هراسد

اما عاقبت دل یکدله می کند و فریاد می کشد

آی خواهرزاده های من کجایید؟ عباس! عبدالله! جعفر! عثمان! کجایید؟ من شمرم. حرفی با شما دارم

این چهار دلاور در محضر حسین اند. دو زانو نشسته اند و آخرین جامهای عشق و معرفت را از دستهای حسین علیه السلام می نوشند. هر کس باشد وقتی صدایی می شنود که او را به نام می خواند، بی اختیار از جا برمی خیزد و با مهر یا عتاب به هر حال پاسخی می دهد

اما ادب آن چنان بر این چهار دلاور و به خصوص بر سر آنها ، عباس (علیه السلام) سایه افکنده که هیچ کدام از جا تکان نمی خورند، سر نمی گردانند و حتی مژه نمی زنند

فریاد دوباره و سه باره تکرار می شود و این بار حسین ، جان عالمی به فدایش ، به حرف می آید و می فرماید

عزیزان من! پاسخ دهید. اگرچه فاسق و فاجر است اما به هر حال خویش شماست، ببینید چه می گوید

 اگر اقتضای ادب تاکنون پاسخ نگفتن به شمر بود، اکنون اطاعت امر امام و پاسخ گفتن به شمر ادب است

 هر چهار دلاور برمی خیزند و شمر را در مقابل خیمه می یابند. هر چهار با عتاب و بی نرمشی در کلام می پرسند

  آمده ای که چه؟ چه می خواهی؟

  خواهرزاده های من! برایتان امان نامه آورده ام. خود را با حسین به کشتن ندهید، بیایید...

هر چهار دلاور از خشم، چشم می درانند و دندان می سایند و عباس فریاد می کشد

 " تبّت یداک یا شمر"!بریده باد دو دست تو ای شمر. لعنت بر تو و امان نامه ات. تو اگر خویش ما بودی، ما را به جهنم نمی خواندی.ما در امان باشیم و برادرمان، مولا و آقایمان و امام مان حسین ، فرزند زهرا ، در امان نباشد؟ ما حسین علیه السلام را رها کنیم و سر در مقابل ملعونین و ملعون زادگان فرود آوریم؟

 شمر اگر بماند بیش از این باید خوار و حقیر باشد

ذلیل و درمانده سر خود را می گیرد و خود را در سیاهی لشگر کفر گم می کند

 

سید مهدی شجاعی

  التماس دعا

 

یارقیة بنت الحسین  ....

بسم الله وبالله

والفجرولیال عشر ...

منزل پنجم

 

1 . در این روز عبیدالله بن زیاد، شخصی بنام «شبث بن ربعی »  را به همراه یک هزار نفر به طرف کربلا گسیل داد .

2 . عبیدالله بن زیاد در این روز دستور داد تا شخصی بنام «زجر بن قیس » بر سر راه کربلا بایستد و هر کسی را که قصد یاری امام حسین علیه السلام داشته و بخواهد به سپاه امام علیه السلام ملحق شود، به قتل برساند . همراهان این مرد 500 نفر بودند .

3 . در این روز با توجه به تمام محدودیتهایی که برای نپیوستن کسی به سپاه امام حسین علیه السلام صورت گرفت، مردی به نام «عامر بن ابی سلامه » خود را به امام علیه السلام رساند و سرانجام در کربلا در روز عاشورا به شهادت رسید .

 الهی برقیة بنت الحسین عجل لولیک الفرج

یاحسین ....

 والفجرولیال عشر

منزل چهارم

در روز چهارم محرم، عبیدالله بن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه السلام تشویق و ترغیب نمود .

به دنبال آن 13 هزار نفر در قالب 4 گروه که عبارت بودند از:

1 . شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر;

2 . یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر;

3 . حصین بن نمیر با چهار هزار نفر;

4 . مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر;

به سپاه عمر بن سعد پیوستند . بهم پیوستن نیروهای فوق از این روز تا روز عاشورا بوده است .

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمدوآل محمد وآخرتابع له علی ذلک ...

اللهم العنهم جمیعا

طوفان واژه‌ها

با اشک‌هاش دفتر خود را نمور کرد
در خود تمام مرثیه‌ها را مرور کرد
ذهنش ز روضه‌های مجسم عبور کرد
شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد
احساس کرد از همه عالم جدا شده است
در بیت‌هاش مجلس ماتم به پا شده است
در اوج روضه، خوب دلش را که غم گرفت
وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت
وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت
مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت
باز این چه شورش است که در جان واژه‌هاست
شاعر شکست خورده طوفان واژه‌هاست
بی اختیار شد قلمش را رها گذاشت
دستی ز غیب قافیه را کربلا گذاشت
یک بیت بعد، واژه‌ی لب تشنه را گذاشت
تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت
حس کرد پا به پاش جهان گریه می‌کند
دارد غروب فرشچیان گریه می‌کند
با این زبان چگونه بگویم چه‌ها کشید
بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید
او را چنان فنای خدا بی ریا کشید
حتی براش جای کفن بوریا کشید
در خون کشید قافیه‌ها را، حروف را
از بس که گریه کرد تمام لهوف را
اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت
بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت
این بند را جدای همه روی نیزه ساخت
خورشید سر بریده غروبی نمی شناخت
بر اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود
اوکهکشان روشن هفده ستاره بود
خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن ...
پیشانی‌اش پر از عرق سرد و بعد از آن ...
خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن ...
شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن ...
در خلصه‌ای عمیق خودش بود و هیچکس
شاعر کنار دفترش افتاد از نفس...

سید حمیدرضا برقعی

 

روزشمارمحرم

 

 

والفجرولیال عشر

منزل سوم

 

 ۱.عمر بن سعد، یک روز پس از ورود امام علیه السلام به سرزمین کربلا

یعنی روز سوم محرم با چهار هزار سپاهی از اهل کوفه وارد کربلا شد . (6)

2 . امام حسین علیه السلام قسمتی از زمین کربلا که قبر مطهرش در آن واقع می شد را از اهالی نینوا و غاضریه به شصت هزار درهم خریداری کرد و با آنها شرط کرد که مردم را برای زیارت راهنمایی نموده و زوار او را تا سه روز میهمان کنند . (7)

3 . در این روز «عمر بن سعد» مردی بنام «کثیر بن عبدالله » ، که مرد گستاخی بود ،را نزد امام علیه السلام فرستاد تا پیغام او را به حضرت برساند . کثیر بن عبدالله به عمر بن سعد گفت: اگر بخواهید در همین ملاقات حسین را به قتل برسانم; ولی عمر نپذیرفت و گفت: فعلا چنین قصدی نداریم .

هنگامی که وی نزدیک خیام رسید، «ابو ثمامه صیداوی » (همان مردی که ظهر عاشورا نماز را به یاد آورد و حضرت او را دعا کرد) نزد امام حسین علیه السلام بود . همین که او را دید رو به امام عرض کرد: این شخص که می آید، بدترین مردم روی زمین است . پس سراسیمه جلو آمد و گفت: شمشیرت را بگذار و نزد امام حسین علیه السلام برو . گفت: هرگز چنین نمی کنم .

ابوثمامه گفت: پس دست من روی شمشیرت باشد تا پیامت را ابلاغ کنی . گفت: هرگز! ابوثمامه گفت: پیغامت را به من بسپار تا برای امام ببرم، تو مرد زشت کاری هستی و من نمی گذارم بر امام وارد شوی . او قبول نکرد، برگشت و ماجرا را برای ابن سعد بازگو کرد . سرانجام عمر بن سعد با فرستادن پیکی دیگر از امام پرسید: برای چه به اینجا آمده ای؟ حضرت در جواب فرمود:

«مردم کوفه مرا دعوت کرده اند و پیمان بسته اند، بسوی کوفه می روم و اگر خوش ندارید بازمی گردم ... .» (8)

6) ارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 84 .

7) مستدرک الوسایل، ج 14، ص 61; مجمع البحرین، ج 5، ص 461 .

8) تاریخ طبری، ج 5، ص 410

برنامه عزاداری بیت رهبری

 

همزمان با فرارسیدن ایام سوگواری حضرت اباعبدالله‌الحسین علیه‌السلام، امسال نیز همچون سال‌های گذشته مجلس عزاداری در حضور رهبر معظم انقلاب برگزار خواهد شد. 

این مراسم از هفتم تا دوازدهم محرم (1433 ه.ق) برابر با شنبه 12 آبان 90 تا پنج‌شنبه 17 آبان90، به مدت 6 شب، همراه با اقامه نماز جماعت مغرب و عشا در حسینیه امام خمینی(ره) واقع در خیابان فلسطین، تقاطع خیابان آذربایجان برگزار می‌شود. همچنین هر شب قبل از اقامه نماز مغرب و عشاء، احکام شرعی توسط حجت‌الاسلام فلاح‌زاده بیان می‌شود.

برنامه‌ این مراسم به شرح زیر است:

شب اول؛ شنبه 7 محرم 90.09.12 با قرائت قرآن توسط سعیدیان و مداحی ماهرخسار،‌ سخنرانی حجت‌الاسلام و المسلمین عالی و عزاداری منصور ارضی، حسین سازور

شب دوم؛ یکشنبه 8 محرم 90.09.13 با قرائت قرآن توسط محسن اعتمادیان و سخنرانی حجت‌الاسلام و المسلمین  رفیعی و عزاداری علی انسانی

شب سوم؛ دوشنبه 9 محرم 90.09.14 با قرائت قرآن توسط احمد چینی، سخنرانی حجت‌الاسلام و المسلمین علم‌الهدی و مداحی سعید حدادیان

شب چهارم؛ سه‌شنبه 10 محرم 90.09.15 با قرائت قرآن توسط عاصی، سخنرانی حجت‌الاسلام و المسلمین سیداحمد خاتمی و عزاداری محمود کریمی

شب پنجم؛ چهارشنبه 11 محرم 90.09.16 با مداحی صادق آهنگران و سخنرانی حجت‌الاسلام و المسلمین پناهیان و عزاداری محمد طاهری

شب ششم؛ پنج‌شنبه 12 محرم 90.09.17 با مداحی مهدی سماواتی و سخنرانی حجت‌الاسلام و المسلمین صدیقی و عزاداری مهدی سلحشور

 

روزشمارمحرم

والفجرولیال عشر...

منزل دوم

ورود به کربلا...

 ۱. امام حسین علیه السلام در روز پنجشنبه دوم محرم الحرام سال 61 هجری به کربلا وارد شد . (1) عالم بزرگوار «سید بن طاووس » نقل کرده است که: امام علیه السلام چون به کربلا رسید، پرسید: نام این سرزمین چیست؟ همینکه نام کربلا را شنید فرمود: این مکان جای فرود آمدن ما و محل ریختن خون ما و جایگاه قبور ماست . این خبر را جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله به من داده است . (2)

2 . در این روز «حر بن یزید ریاحی » ضمن نامه ای «عبیدالله بن زیاد» را از ورود امام علیه السلام به کربلا آگاه نمود . (3)

3 . در این روز امام علیه السلام به اهل کوفه نامه ای نوشت و گروهی از بزرگان کوفه - که مورد اعتماد حضرت بودند - را از حضور خود در کربلا آگاه کرد . حضرت نامه را به «قیس بن مسهر» دادند تا عازم کوفه شود . (4) اما ستمگران پلید این سفیر جوانمرد امام علیه السلام را دستگیر کرده و به شهادت رساندند . زمانی که خبر شهادت قیس به امام علیه السلام رسید، حضرت گریست و اشک بر گونه مبارکش جاری شد و فرمود:

«اللهم اجعل لنا ولشیعتنا عندک منزلا کریما واجمع بیننا وبینهم فی مستقر من رحمتک، انک علی کل شیی ء قدیر;

خداوندا! برای ما و شیعیان ما در نزد خود قرارگاه والایی قرار ده و ما را با آنان در جایگاهی از رحمت خود جمع کن، که تو بر انجام هر کاری توانایی .» (5)

 

۱)الامام الحسین و اصحابه، ص 194; البدء والتاریخ، ج 6، ص 10 .

2) اللهوف، ص 35 .

3) کشف الغمة، ج 2، ص 47 .

4) مقتل الحسین مقرم، ص 184 .

5) بحارالانوار، ج 44، ص 381 .

 

روزشمارمحرم

 

والفجرولیالٍ عشر ....

منزل اول

مسلم بن عقیل

مسلم‌بن عقیل علیه‌السلام غریب‌تر از سکوت در کوفه قدم می‌زد، در کوچه‌های تنگ به دنبال پناه سایه دیوارها قدم می‌زند، لعنت بر این شب مهمان‌کش که غیرت را در چراغ کم سوی پیرزنی بی پناه خاموش می‌کند که در نهایت پنجره‌های خانه پیرزن به تماشای پرواز بی‌نهایت مسلم از بالای برج دارالخلافه می‌نشینند.
او همان کسی است که سید سالار شهیدان او را این چنین به سوی کوفیان رهسپار می‌سازد «من برادرم و پسرعمویم و شخصیت مورد وثوق و مورد اعتماد از میان خاندانم را به سوی شما می فرستم.»
اول محرم الحرام روز مسلم ‌بن عقیل علیه‌السلام است، یاد روزی که یادآور شباهت شهادت او با مولایش حسین علیه‌السلام است ، چرا که هر دو با لبان تشنه به شهادت رسیدند و هر دو بزرگوار استخوان بدن‌شان خرد شد، چرا که مسلم بن عقیل علیه‌السلام را از بالای دارالعماره به پایین پرت کردند و بر بدن مبارک اباعبدالله الحسین علیه‌السلام اسب تاختند و در حالی که جان بر بدن داشتند، سر از تن‌شان جدا شد.سر مسلم، اولین سری که از حماسه کربلا به طرف شام فرستاده شد

شاید یکی دیگر از خصایصی که در وجود مسلم بعد از ورود به کوفه تبلور یافت، تعهد و تعبد او باشد، به طوری که در برنامه ترور در خانه «هانی‌بن عروه»، هنگامی که به یاد حدیثی از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و امام علی علیه‌السلام می‌افتد که فرمودند: «مؤمن دست به ترور نمی‌زند»، از ترور عبیدالله‌بن زیاد دست می‌کشد، تروری شخصیتی که اگر اتفاق می‌افتاد، شاید داستان کربلا به شکل دیگری رقم می‌خوردولی اوج تعبد مسلم (ع) در عمل نکردن به طرح ترور بود.

 

یاحسین ....

 

زیارت عاشورا

هرکه داردهوس کرب وبلا

بسم الله....

زيارت عاشورا، پاداش بزرگ : صالح پسر عُقْبه، از ياران امام پنجم عليه‏السلام به نقل از پدرش مي‏گويد: امام باقر عليه‏السلام فرمود: «کسي که در روز عاشورا، از نزديک امام حسين عليه‏السلام را با چشم گريان زيارت کند، خداوند پاداش بزرگي به او مي‏دهد». عُقبه به حضرت عرض کرد: «جانم به قربانت! اگر کسي امکان حضور در کربلا و حرم مطهّر آن حضرت را در روز عاشورا نداشته باشد و بخواهد از راه دور او را زيارت کند، تکليف او چيست؟» حضرت فرمود: «پيش از ظهر در جاي بلندي بايست و پس از اشاره به سوي مرقد آن حضرت بر او سلام کن و بر ستمگران و قاتلان او لعن و نفرين کن. سپس دو رکعت نماز زيارت بخوان و هر چه مي‏تواني بر مصيبت امام گريه کن. خاندانت را نيز بر اين عمل ترغيب کن». آن‏گاه در پايان افزودند: «من ضمانت مي‏کنم هر کسي اين کار را انجام دهد، خداوند پاداش ياد شده را به او بدهد».

 

زيارت پيامبران

فردي به نام عَلْقَمه مي‏گويد: به امام باقر عليه‏السلام عرض کردم: «اگر قصد زيارت امام حسين عليه‏السلام را از دور يا نزديک داشتم، چگونه زيارت کنم؟» حضرت فرمودند: «مانند کسي که سلام مي‏دهد، به سوي آن حضرت روي کن و با توجه و حضور قلب به آن سوي نگاه کن و پس از گفتن اللّه‏ اکبر اين‏گونه بخوان: السلام عليک يا ابا عبداللّه‏... (و متن زيارت عاشورا را به وي مي‏آموزد) و پس از آن دو رکعت نماز بگزار». آن‏گاه فرمودند: «فرشتگان نيز آن حضرت را اين‏گونه زيارت مي‏کنند و پاداش چنين زائري بسيار بزرگ است. خداوند درجات او را بالا مي‏برد و نام او را در زمره همراهان امام حسين عليه‏السلام و شهيدان کربلا نگاشته، ثواب زيارت رسولان و پيامبران الهي را براي وي ثبت مي‏کند».

وعده خدا و پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم)

صفوان از ياران امام ششم مي‏گويد: امام صادق عليه‏السلام با اشاره به سوي قبر امام حسين عليه‏السلام ، اين زيارت ـ زيارت عاشورا ـ را خواند و پس از آن دو رکعت نماز گزارد. آن‏گاه فرمود: «هرگاه حاجت و گرفتاري‏اي داشتي، در هر جا که هستي، اين زيارت و دعاي پس از آن را بخوان و از خدا حاجتت را بخواه. بي‏ترديد خدا و پيامبر به وعده خويش عمل مي‏کنند و نيازمندي تو را برمي‏آورند».

زيارت عاشورا، حديث قدسي

محدّث نوري، از استادان مرحوم شيخ عباس قمي مي‏گويد: «در فضل و مقام زيارت عاشورا همين بس که از سِنخ ديگر زيارت‏ها نيست که به ظاهر از انشا و املاي معصومي باشد. هر چند از قلوب پاک ايشان چيزي جز آنچه از عالَم بالا به آنجا برسد، بيرون نمي‏آيد، ولي اين زيارت از سنخ احاديث قُدسيه است که به همين ترتيب زيارت و لعن و سلام و دعا از خداي متعالي به جبرئيل امين و از او به خاتم النبيين صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم رسيده است و به حسب تجربه، مداومت به آن در چهل روز يا کمتر، در برآوردن حاجات و رسيدن به مقاصد و دفع دشمنان بي‏نظير است».

مداومت بر زيارت عاشورا

آيت اللّه‏ شبيري زنجاني، از مراجع تقليد مي‏گويد: «يکي از چشم‏هاي فرزند آقاي حاج سيد محمد بجنوردي بر اثر عارضه‏اي نابينا شده بود و به نظر پزشکان ـ حتي پزشکان خارج از کشور ـ به علت رشد آن عارضه، چشم ديگرش نيز نابينا مي‏شد. ولي آن شخص شفا يافت. يکي از بستگان وي، سيدالشهداء را در عالم رؤيا ديد که به وي فرمود: «ما به جهت اينکه او به زيارت عاشورا مداومت داشت، سلامتي چشم ديگرش را از خدا گرفتيم».

تنها زيارت عاشورا

يکي از بزرگان حوزه مي‏فرمايد: امام جماعت مسجد محمديه قم، جناب حجة‏الاسلام والمسلمين سيدحسين برقعي به من گفتند: «پس از سانحه‏اي که براي من روي داد، به فراموشي شگفت‏آوري دچار شدم؛ به گونه‏اي که تمامي اعضاي خانواده و فرزندان خويش را مي‏ديدم، ولي هيچ کدام از آنها را نمي‏شناختم. تنها چيزي را که فراموش نکرده بودم، زيارت عاشورا بود که آن را از حفظ مي‏خواندم».

اداي دِين

عالم متقي، مرحوم آيت اللّه‏ نجفي قوچاني (نويسنده کتاب سياحت غرب)، در زندگي‏نامه خود مي‏نويسد: «پدرم بسيار مقروض بود و بدهي‏اش پيوسته بيشتر مي‏شد. من بنا گذاشتم که چهل روز زيارت عاشورا بخوانم. بدين ترتيب، هر روز دو ساعت پيش از ظهر خواندن دعا را آغاز مي‏کردم و هنوز ظهر نشده بود که زيارت تمام مي‏شد. پس از چهل روز، نامه‏اي از پدرم دريافت کردم که خبر مسرت‏بخش اداي دِين خودش را براي من نگاشته بود. از آن پس، دل قوي داشتم و هر حاجت مهمي که برايم پيش مي‏آمد، به آستان مقدس حسيني عليه‏السلام روي مي‏آوردم و با قرائت چهل بار زيارت عاشورا نيازم برآورده مي‏شد».

آخرين ذکر، زيارت عاشورا

مرجع بزرگ، آيت اللّه‏ العظمي بهجت درباره زيارت عاشورا مي‏گويد: «مضمون زيارت عاشورا گواه و روشن کننده عظمت آن است... در سندها آمده است که زيارت عاشورا از حديث‏هاي قُدسي است. براي همين، با وجود فراواني کارهاي علمي موجود نزد علما و اساتيدمان، آنان هميشه مراقب خواندن زيارت عاشورا بودند. مرحوم آيت اللّه‏ شيخ محمدحسين اصفهاني از خداوند متعالي مي‏خواست کلمات پاياني عمرش، زيارت عاشورا باشد، و پس از آن به سوي باري تعالي بشتابد. خداوند نيز دعاي وي را اجابت کرد و پس از اتمام خواندن زيارت عاشورا روحش به ملکوت اعلي شتافت و قرين رحمت گرديد».

هميشه با زيارت عاشورا

صاحبان بصيرت، هميشه به خواندن زيارت عاشورا توجه داشتند و آن را به ديگران نيز سفارش مي‏کردند. مرحوم شيخ رجبعلي خياط که حالات معنوي او مشهور خاص و عام است، در توسل به اهل بيت عليه‏السلام به زيارت عاشورا تأکيد فراواني داشت و مي‏فرمود: «در عالم معنا به من توصيه کرده‏اند که زيارت عاشورا بخوان». وي به ديگران نيز سفارش مي‏کرد: «تا زنده‏ايد زيارت عاشورا را از دست ندهيد».

 

جهت دریافت متن ،ترجمه و فواید زیارت عاشورا به لینک های زیر مراجعه کنید:

التماس دعا



 

بازاین چه شورش است که درخلق آدم است

 

 ازمدینه تاکربلا....

مدينه

زمان: نيمه دوم ماه رجب سال 60 هجري

حاکم وقت مدينه (وليد بن عتيقه) پس از مرگ معاويه دستور يافت تا از امام حسين (عليه السلام) براي يزيد بيعت بگيرد. حضرت فرمود: «... يزيد فردي است شرابخوار و فاسق که به ناحق خون مي‌ريزد و اشاعه‌دهنده فساد است و دستش به خون افراد بي‌گناه آلوده گرديده و شخصيتي همچون من با چنين مرد فاسدي بيعت نمي‌کند.»

وقتي مروان بن حکم بيعت با يزيد را از حضرت درخواست کرد امام حسين(عليه السلام) فرمود: اي دشمن خدا! دور شو، من از رسول خدا شنيدم که فرمود: «خلافت بر فرزندان ابوسفيان حرام است اگر معاويه را بر فراز منبر من ديديد او را بکشيد.» و امت او چنين ديدند و عمل نکردند و اينک خداوند آنان را به يزيد فاسق گرفتار کرده است .

امام حسين(عليه السلام) در شب 28 رجب سال 60 هجري همراه با بيشتر خاندان خويش و بعضي ياران، پس از وداع با جدش پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) از مدينه به طرف مکه حرکت کرد.

امام حسين(عليه السلام) هدف خروج از مدينه را در وصيتنامه‌اش چنين بيان مي‌کند:

«... و جز اين نيست که براي اصلاح در ميان امت جدم خارج شدم. مي‌خواهم امر به معروف و نهي از منکر کرده و به راه و روش جدم (رسول خدا) و پدرم علي (عليه السلام) رفتار نمايم .

 

سالروزتولدوبلاگم که افتتاحش درعیدغدیرمصادف باآذر۸۸بود رابه خودم تبریک می گم

بسیج