والفجرولیالٍ عشر ....

منزل اول

مسلم بن عقیل

مسلم‌بن عقیل علیه‌السلام غریب‌تر از سکوت در کوفه قدم می‌زد، در کوچه‌های تنگ به دنبال پناه سایه دیوارها قدم می‌زند، لعنت بر این شب مهمان‌کش که غیرت را در چراغ کم سوی پیرزنی بی پناه خاموش می‌کند که در نهایت پنجره‌های خانه پیرزن به تماشای پرواز بی‌نهایت مسلم از بالای برج دارالخلافه می‌نشینند.
او همان کسی است که سید سالار شهیدان او را این چنین به سوی کوفیان رهسپار می‌سازد «من برادرم و پسرعمویم و شخصیت مورد وثوق و مورد اعتماد از میان خاندانم را به سوی شما می فرستم.»
اول محرم الحرام روز مسلم ‌بن عقیل علیه‌السلام است، یاد روزی که یادآور شباهت شهادت او با مولایش حسین علیه‌السلام است ، چرا که هر دو با لبان تشنه به شهادت رسیدند و هر دو بزرگوار استخوان بدن‌شان خرد شد، چرا که مسلم بن عقیل علیه‌السلام را از بالای دارالعماره به پایین پرت کردند و بر بدن مبارک اباعبدالله الحسین علیه‌السلام اسب تاختند و در حالی که جان بر بدن داشتند، سر از تن‌شان جدا شد.سر مسلم، اولین سری که از حماسه کربلا به طرف شام فرستاده شد

شاید یکی دیگر از خصایصی که در وجود مسلم بعد از ورود به کوفه تبلور یافت، تعهد و تعبد او باشد، به طوری که در برنامه ترور در خانه «هانی‌بن عروه»، هنگامی که به یاد حدیثی از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و امام علی علیه‌السلام می‌افتد که فرمودند: «مؤمن دست به ترور نمی‌زند»، از ترور عبیدالله‌بن زیاد دست می‌کشد، تروری شخصیتی که اگر اتفاق می‌افتاد، شاید داستان کربلا به شکل دیگری رقم می‌خوردولی اوج تعبد مسلم (ع) در عمل نکردن به طرح ترور بود.